درراهخانه ی دلدار یا در بازگشت از میدان رقص درکوچه ای تاریک هدف حمله قرارگرفتن و چندضربت چوب خوردن، با سرعت برق خود را به هرسو افکندن و از دفاع به حمله پرداختن،نفس زنان کمر حریف از نفس افتاده را خم کردن و مشت زیرچانه اش کوفتن و موهایش رابه چنگ کندن یا گلویش را در پنجه فشردن، این ها همه برایش بسیار خوشایند بود و سیاهیاندوهش را تا مدتها روشن میکرد .. "
نارتسیس وگلدموند، هرمان هسه ترجمه سروش حبیبی ،
ما را در سایت ای پاییز ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 181