خون

خرید بک لینک

رنج تموم نمیشه.. تموم نشد ابراهیم! فقط از نسلی به نسل دیگه منتقل شد همون رنج که توی ده ماهگیت شروع شد دی کاپریو جان! توی سه سالگی خواهرکوچیکت تو هفت سالگی خواهر بزرگه تو یازده سالگی فرمانده... آه از فرمانده .. آره رنجها از خون شما رد شد ،ازکروموزوم خواهر بزرگه ..حالا نشسته تو سلولم.. تموم نمیشه.. رد میشه از صافی .. چقدر صاف و قشنگ ولی.. فقط یه راه داره فقط یه راه مونده.. باید این خونو این تکه تکه های شناورو این هدیه بابای له شده زیر دیوارو تو همین سرگشتی پرخون ژنی مدفون کنیم .. این رگ پریشان .. فقط اینطوری تموم میشه و بقیش همش نوره.. ابراهیم!





ای پاییز !...

ما را در سایت ای پاییز ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 2:38

صفحه بندی