دلش را یواشکی برده بود همان شب توی باغچه پای درخت چال کند که ناغافل یکیسررسیده بود واو هم هول شده بود انداخته بودش توی حوض وسط حیاط توی آب سرد .. بعدنصفه شب که آمده بود سراغش هیچ اثری ازش پیدا نکرده بود مدتی همانطور گیج وویجمانده بود توی سرما و نمیتوانست مغزش را درست بکار بیاندازد که یعنی چه اتفاقیممکن است افتاده باشد ..
ما را در سایت ای پاییز ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 164