گمشده درون روشناییها، هرگز برنمی گردد فقطپیش میرود .. زن اینرا وقتی چیزی بی شکل میبافت با خودش میگفت و گاهی که انگشتانشاز بافتن می ایستاد نگاهی می انداخت به نامفهومی بافته هایش که داشت بزرگ و بزرگترمی شد شبیه رؤیاهای نابالغش ،
ما را در سایت ای پاییز ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 162