با آوازی شرقی ..

خرید بک لینک

فواره های کوچک وسط میدون سروصدا میکردند و آب خنک به صورت سبزه ها و گلها میپاشوندن، از ورزشگاه قدیمی دور میدون باز هیاهوی بچه ها به هوا بود مثل رعد و برق که ازپشت ابرای بزرگ آسمونو روشن میکرد، میخواست بارون بباره..سرشب بود و سیاهی خیلی سنگین نشده بود هنوز.. از جلو تختی که گذشت نگاه کرد توزمین چمن عده ای با لباس زرد و آبی میدویدند دنبال توپ، توخیابان پشتی هربارکه ازاون راه کنار دیوار ورزشگاه که همیشه تاریک و خلوت بود قدم زنان رد میشد درختان بلندقدیمی روبروی دیوار سرشونو پایین می آوردند و تو سکوت نگاهش میکردند با موسیقی که در پس زمینه خیس زمین و برگهاشان به گوش می رسید،


when her love be gone, yohi

ای پاییز !...

ما را در سایت ای پاییز ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:36

صفحه بندی