ما رفته بودیم پشتبوم حالمون خوش بود اولش، رفته بودیم ستاره ها رو نگا کنیم یکم هوای سرد بخوریم حالمون خوش بود، اولشستاره ها اون دور که بودند کوچیک بودند و مظلوم و بی گناه به نظر میرسیدن باد سردیهم بهمون میخورد میرفت لای پیرهنمون و حالمون خوش بود بعدش ولی که ستاره ها نزدیک و نزدیک شدند یعنی اونقدر نزدیک که زشتی شونو صاف میزدند توی صورتمون و بادهم داغ شده بود و رو سرمون سنگینی میکرد دیگه حالمون ناخوش شد و همه چی خیلی واضحو شفاف برق میزد میرفت توی چشممون ،
ما را در سایت ای پاییز ! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144