به آن خیابان حتی که عصرها میگذری از سکوت آغوشش و به آن سنگفرش کهنه خوشبخت و به آن ذرات معلقی که ها میشوند از دهان سردت ، از دهان سردت بر دستان یخ زده ات ..xa0 رشک ، ...