ای پاییز !

متن مرتبط با «عظیم گوگ» در سایت ای پاییز ! نوشته شده است

عظیم

  • نیلوبلاگ

    xa0آن بن بست ناگهان جلوی چشمش سبز شده بود وقتی آنطور فرار می کرد بالاخره آن گوشه ته کوچه بن بست روی زمین نشست آنها دنبالش آمده بودند باز هم آن سیاهی های ترسناک بر او هجوم آورده بودند وحالا اینجا سیاهی ها در خاموشی عظیم این گوشه ی بی راه گریز از او دست کشیدند دیگرترسهای کوچک گریختند و او با ترس بزرگ تنها ماند دانست که دیگر باید با همین ساکت بماند و حتی درد نکشد پس در آن کنج تاریک آرام گرفت ، ...

    ادامه مطلب